به نام خدا
خلاصه زندگی نامه مرحوم کربلایی محمدجوادداودی مقدم
درسال 1339 خداوندفرزندی پسررا بعداز پنج دختربه خانواده مرحوم مشهدی عباس داودی مقدم عنایت فرمودکه نامش را محمدجواد گذاشتند ، محمدجوادکه تنها فرزندپسر خانواده بود برای همه بسیارعزیزوگرامی بود وبا آمدنش شوروشوقی وصف ناپذیررا همراه آورد .
دوسال بعددومین فرزندپسرقدم به دنیاگذاشت که نام اورا باقرنهادندوشش سال بعدازتولدمحمدجوادفرزندسوم علی اکبرنیزپابه عرصه وجودنهاد.
محمدجوادکه فرزندبزرگ پسری خانواده بودهمیشه موردتوجه اعضای خانواده وفامیل قرارداشت .
پدرخانواده که ازمریضی ریه رنج می بردهرازگاهی دربیمارستان ویا خانه بستری می شدوبا توجه به اینکه خانواده خانواده پرجمعیتی بود محمدجواددرعین طفولیت خودرا موظف می دانست برای تامین مخارج خانواده کارکند ، نظربه اینکه شغل پدرخانواده نفت فروشی بود محمدجوادنیز گاها مبادرت به نفت فروشی ، کارگری درساختمان سازی ونزد دایی رضا درتولیدی فرش می کرد.
درزمستان سال 1351 سرانجام دست اجل پدرخانواده را ربود واین درحالی بودکه محمدجوادتنها یازده سال سن داشت .اومی بایست انتخاب می کرد درس ومدرسه ویا قبول مسئولیت خانواده را وسرانجام اوبا ایثاروازخودگذشتگی بارمسئولیت زندگی را انتخاب نمود.
درآن زمان دوخواهر او وهمچنین دوبرادرش درخانه بودندکه جمعا خانواده شش نفری را بامادرتشکیل می دادند.
محمدجوادکه ازهوش فوق العاده ای برخورداربودمجبورشد درسش را ازکلاس پنجم رها کند وفقط به دنبال کاربرود.
بعدازفوت پدرمحمدجوادبطورمستمربه نفت فروشی رو آوردورفته رفته به تنهایی مسئولیت اداره شعبه نفت فروشی را به عهده گرفت .
شغل نفت فروشی شغلی بسیارسخت وطاقت فرسا می باشد زیرا بیشتر درپاییز وزمستان رونق داشت ومحمدجواددرهوای سرد با تحمل سرما این کار را ادامه داد .
محمدجواددرایام محرم سایربچه های هم سن وسال خودرا جمع نموده وبا تهیه بیرق های عزاداری دستجاتی را تشکیل می دادودرمحله اقدام به عزاداری برای سالارشهیدان می نمودبطوریکه همه ساله بچه ها بصورت خودجوش به منزل ما می آمدندوآمادگی خودرا برای تشکیل دستجات عزاداری اعلام می نمودند.
ازآنجاکه دارای هوش بسیاربالایی بودبا آنکه درس راهاکرده بودولی همیشه سعی می کردازقوانین مطلع باشد.
محمدجواد به دلیل علاقه به مباحث قضایی وحقوقی توانست بابیشترقوانین ومقررات آشنایی بسیارخوبی پیداکندبطوریکه دربین فامیل ودوستان وهمسایگان چنانچه هرکدام موردظلم وستم قرارمی گرفتند به نزدمحمدجوادمی آمدندواوازدل وجان بدون کوچکترین چشم داشتی به آنها کمک می کردتابتوانندحق خودرابگیرند.
کمک محمدجوادمنحصربه اشخاص فامیل وآشنا نبود، هرجاکه می دیدمظلومی موردستم قرارگرفته به کمک اومی شتافت واورا یاری می کرد.
دربیشترمواقع کمک ومساعدت اوبه دیگران ازسوی فامیل موردنقدقرارمی گرفت که چرا اینقدرازوقت خودرا صرف کمک به دیگران می کند.
بیشترکمک های اوبه دیگران مخفی بودوزمانی هویداشد که دیگردربین ما نبود.
اودرشب اول ماه محرم سال89 سکته مغزی نمودوازهمان ساعات اولیه ی هرکس که به ملاقات وی می رفت ازاوحلالیت می خواست هرچه نزدیکان ودکترمعالجش می گفت چیزی نیست خوب می شوی اوبه این کارش (حلالیت خواستن) ادامه می داد وسرانجام در11 محرم 89 به لقا الله پیوست .روحش شاد
جهت آمرزش تمامی رفتگان مومنین ومومنات ومسلمین ومسلمات فاتحه مع الصلوات
شب نوزدهم ماه رمضان تسلیت باد...
ما را در سایت شب نوزدهم ماه رمضان تسلیت باد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 3:08